چادر مشکی


آبان 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          

چادر مشکی



  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

  • جستجو


    موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • تلنگر
  • اخلاقی
  • مذهبی
  • اخلاقی
  • حجاب
  • اظطرار
  • امام زمان
  • توسل
  • نماز
  • اعتقادی

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟
     
       
      تو که با دیگران نظر داری!    

    شخصی به نام یاقوت ، روغن فروشی سنی مذهب بود و به بیابان نشین ها روغن می فروخت.پدرش سنی و مادرش شیعه بود و او هم بر مذهب پدرش بود. یک بار که به سمت روستایی می رفت، راه را گم می کند. در همان بیابان خشک ، هر چه خلیفه های مذهبش را صدا می زند، می بیند خبری نشد! ناگهان به یادش می افتد که مادر شیعه اش می گفت: ” ما شیعیان هرگاه در بیابانی گم شویم و گرفتاری برایمان پیش بیاید ، آقا و مولایمان حضرت مهدی (عج)  را صدا می زنیم و می گوییم: ” یا اباصالح! ارشدنا! او هم به داد ما می رسد “.

    با خود می گوید:” من که هر چه آن خلفا را خواندم، خبری نشد! حالا امام مادرم را صدا می زنم؛ اگر به دادم رسید ، شیعه می شوم” و صدا زد” یا اباصالح! ارشدنا! مهدی جان! من گم شده ام ؛ به داد من برس !یک مرتبه حضرت (ع) تشریف آوردند و راه را به او نشان دادند و فرمودند:” آن جا،جاده ای است؛از جاده می روی؛ دیگر چیزی از راه نمانده تا به روستا برسی".

    یاقوت می گوید:"به حضرت (ع) عرض کردم:آقا جانً! می شود لطف کنی تا من در خدمت شما باشم و باهم به روستا برویم؟! حضرت حجت(عج)فرمودند: نه؛ الان در دورترین مناطق عالم، هزار نفر به من متوسل شده اند. باید بروم و جواب همه شان را بدهم.”

    درست است که امام زمان(عج) غایب است و چشم های ظاهری ایشان را نمی بیند ولی ایشان سرگرم گشودن گره ها و حل کردن مشکلات مردم است.

    مشاهده شده در کتاب آماده باش یاران امام زمان(عج)، استاد حسین گنجی،ص62

    موضوعات: توسل  لینک ثابت [یکشنبه 1395-08-23] [ 02:08:00 ب.ظ ]

    1 نظر »
     
    •  خانه  
    •  تماس   
    •  ورود